تبليغاتX
طرفداران استاد سیاوش قمیشی
فلش کلیپ های استاد سیاوش قمیشی و پاسخ استاد به چند سوال 
دوستان گلم سلام

امیدوارم هر روز شادتر از دیروز باشید

نخست باید یک خبری رو بهتون بدم اون هم اینه که قراره من هر ماه یک فلش کلیپ زیبا از استاد رو که خودم و دوستانم طراحی می کنیم براتون قرار بدم. امیدوارم از این فلش کلیپ ها لذت ببرید.

-----------------------------------------

چند روز پیش یکی از علاقه مندان استاد سیاوش قمیشی درباره اینکه استاد چرا به سوالات دیگران در مورد خودشون کم جواب میدن به من ایمیلی زد و من هم بهش قول دادم که مطالبی رو براش بذارم تا متوجه بشه که همچین چیزی صحت نداره. استاد سیاوش قمیشی البته به دلیل حجم بالای کارهاشون نمی تونند به سوالهای همه جواب بدن و با اونها به طور گسترده در ارتباط باشند اما مطمئن باشید سیاوش عزیز جزو معدود کسانی هست که با طرفدارانش ارتباط گرم و صمیمی برقرار می کنه. در این مورد توجه همه شما رو به این سوالات و پاسخ استاد به اونها جلب میکنم.

---------------------------------------------

يکی از بچه ها با نام سياوش که هم اسم شما هم هست ، توی ايران کلی سوال جمع کرده و از اونها يک مجموعه درآورده. يکی از سوالها اينه که چه موسيقی برای جوانهای ايرانی پيشنهاد می کنيد که گوش کنند ؟ آيا بايد شرقی گوش کنند يا غربی ؟

- اينکه شرقی به چی ميگن اينجا من نمی دونم! اگر منظور موسيقی اصيل ايرانی است ، مثل کار با سنتور ، سه تار و قانون ، حتماً موسيقی شرقی گوش کنند. می تونند به موسيقی آقای شهرام ناظری ، شجريان و يا محمد اصفهانی که من فکر می کنم خواننده بسيار خوبی است گوش کنند. اگر می خواهند پاپ کار کنند ، بايد به خواننده های پاپ گوش کنند و اگر می خواهند موسيقی خارجی گوش کنند من Trance رو ترجيح می دهم و دوست دارم! مثل گروههای DJ Tiesto و يا DJ Sam

پرسيدند اگر بخواهيم آهنگ سازی کنيم بايد چه کاری انجام بدهيم ؟ شرقی بسازيم يا غربی و يا با هم تلفيق کنيم ؟

- آهنگ ساز اگر از يک طرف گوش بکنه و از قسمتهای مختلف آهنگ های ديگه استفاده بکنه ديگه آهنگ ساز نيست! به نظر من آهنگ جور کنه! که در لس آنجلس هم داريم که مقداری از آهنگهای مختلف و مخصوصاً قسمتهای قشنگ آهنگ ها را سر هم می کنند و ميشه آهنگ! آهنگ های اين افراد شبيه هم هست! اين ميشه آهنگ جور کردن! آهنگ ساختن فقط توی وجود آدم هست ، يعنی آدم با اين استعداد به دنيا مياد و بعدا توی زندگی به اين نتيجه می رسد که يک چيزی توی وجودش هست که نغمه ها و ملودی هايی هستند که می خواهند از وجودش بيايند بيرون. اگر حواسش جمع باشه سازی پيدا می کنه و سازی ميزنه و اين ملودی ها ميايند بيرون. ديگه چه جوری بسازيم نيست!
مثل چوپانی که نه نت بلده ، نه ساز بلده ، نه ساز داره ، نی رو می سازه و می زنه و گوسفند ها با صدای ساز می چرند.

و سوال ديگه اينکه بعد از ۳۰ سال آهنگ سازی به چه نتيجه ای رسيديد ؟

- من ۳۰ ساله که آهنگ سازی می کنم ؟!!! من آهنگ "ای قايقران به کجا می روی" که ضياء خونده رو ۱۴ سالم بود ساختم و الان ۵۸ سالمه که ميشه ۴۴ سال آهنگ سازی! .... به نتيجه خوبی رسيدم. جايی ايستادم که می دونم وقتی آلبوم هام مياد بيرون ملت باهاش حال می کنند و زنگ ميزنند ، جوانها پيغام می گذارند ، E-Mail می زنند ... کيف می کنم که اينها با من هستند و من هم باهاشون هستم.

چرا آهنگ سازی رو انتخاب کرديد و اصلاً چه رشته ای شروع کرديد در خارج از کشور ؟

- آهنگ سازی من رو انتخاب کرده! من Jazz Classical خوندم. در Royal Society of Arts تنوع زياد نبود و بايد اين رشته را انتخاب می کردی ، پيانو که ساز اجباريمان بود و بايد همه می زديم ، ساز انتخابی هم گيتار انتخاب کرده بودم.

چطور شد که اين گيتار يا پيانو توی خانواده اومد دستتون ؟

- يک گيتاری توی ويترين يک کفش فروشی به عنوان دکور آويزان بود ، مغازه کفش فروشی هاليوود در تهران ... و من به پدرم هی می گفتم که اين رو می خواهم ، تا بالاخره شب تولدم اين گيتار به دستم رسيد و بلد هم نبودم که چه جوری کوکش کنم! فقط يک مقداری هر سيم رو انقدر سفت می کردم که صدايی ازش در بياد. تا بعد ها يک گيتاريستی آمد و به من گفت که اين کوکت غلط است و برايم درستش کرد ... که فکر کنم ۱۱ سالگی من بود.

پرسيدند که چی شد اصلاً به خارج از کشور رفتيد ؟

- برادر و خواهر من در لندن بودند و درس می خوانند. برادر بزرگتر من می دونست که من خيلی موسيقی دوست دارم ، هی می گفت پاشو بيا اگر موسيقی دوست داری ، تمامی کسانی که موسيقی هايشان را گوش ميدی خودشون اينجا هستند. مثل گروههای Beatles و آهنگ های Elvis که اون موقع می آمد به اروپا و يک مقداری Band های محلی بودند و گفت بيا اينجا ... رفتم ... ۱۴ سالم هم نشده بود، سال دوم دبيرستان را تا نصفه خونده بودم که اومدم و غرق شدم در اين موسيقی ... در اونجا موسيقی اصلاً به طور کلی يک چيز درست و حسابی بود ، يعنی تلويزيون ها هفته ای چندين ساعت برنامه های موزيکال داشتند مثل Top 20 ... مردم هم فکر و ذهنشون موسيقی بود و من هم خيلی لذت می بردم.

خوبی برادر بزرگ همينه ... پرسيدن با حمايت چه کسی ؟

- يعنی چه کسی حمايت کرد منو در لندن ؟ راستش من دو سال با برادر بزرگم بودم ولی افکارمون زياد در آن زمان با هم جور در نمی آمد و دعوامون ميشد! يعنی سوا شديم و بعد من آنقدر شبها می رفتم Club و انقدر به موزيکها گوش می دادم ، با بچه های ارکسترها دوست بودم! و چون خودم ساز می زدم و اونها می دونستن ، يکی از ارکسترهايی که گيتاريستشون مريض بود و خيلی وقت بود که قرار بود بره و جاش پيدا نمی کردن ، به من پيشنهاد دادن که يکی دو دفعه ای با هم کار کنيم و اين کار را کردم و خيلی هم جالب بود براشون و من از همون زمانها با اين ارکستر که اسمش بود Insects برای سه سال کار کردم و بعد از اون شد Wingers برای چهار سال ديگه.

بعد از اون ديگه ارکستر خودم رو داشتم ، همه انگليسی بودن و من فقط خواننده شون بودم و البته اون موقع گيتار می زدم و بعد ها کيبورد هم می زدم ، اون هم به اين خاطر بود که کيبورديست ارکسترمون رفت و يکی بايد جاش رو پر می کرد که من خودم کردم.

شما پس چطور با کورش يغمايی هم کار می کرديد ، شما که ايران نبوديد و خارج از کشور بوديد ؟

- بودم ، می اومدم و می رفتم. کورش يغمايی دوست زمان بچگی من بود و ما با هم خيلی خيلی زياد دوست بوديم. کلاس هفتم که من در ايران دبيرستان البرز می رفتم کورش دبيرستان هدف می رفت و ما با همديگه همون موقع می زديم و می خونديم. بعد ها هم من باز می رفتم و بر می گشتم.

از خانواده پرسيدن که آيا شما ازدواج کرديد ؟

- قبلها بلی.

شايع است که شما سه تا پسر داريد ؟

- خير. من يک پسر دارم به اسم عليرضا قميشی که گاهی باهاش در تماس هستم که اونم مثل اينکه گرفتار کارهاش است و ظاهراً در کيش می خونه و آهنگ های من رو هم می خونه منتهی به خاطر اينکه هم من گرفتارم و هم اون خيلی در تماس نيستيم و گاهی برام کاغذی می فرسته.

چند سالشون هست ؟

- بايد الان نزديک سی سالی داشته باشه.

پرسيدن هومن ميتونه چه نسبتی با سياوش قميشی داشته باشه ؟

- هومن کيه ؟ من هومن نمی شناسم.

آيا تصميم گرفتی که به ايران برگردی ؟

- من تمام اين مدت نشستم اينجا که ببينم کی بر می گردم ايران! من نه اون چهارده سال انگليس ، انگليسی شدم و نه اين بيست و شش سال آمريکا ، آمريکايی! تصميم من نيست ، مسائل بايد جوری باشه که من بتونم راحت و آسوده ، بدون دغدغه تو ايران کار بکنم. کارم يعنی خوندن ، هم برای CD ها و آلبومها و هم برای کنسرتها. بتونم راحت موسيقی بسازم و راحت کار کنم. مردم من ، ملت ايران و اونهايی که من رو دوست دارند ، من رو تائيد کردند و ديگه احتياجی به تائيد هيچ نوع منشاء و دستگاه و تشکيلاتی ندارم. در نتيجه اگر بگذارند همينجوری که مردم من رو می خواهند باشم ، حتماً فردا می روم ايران!

پرسيدن که مهندس صدای شما کيه ؟

مهندس صدای ما اروين خاچيکيان است ، Pete هم هست و بعضی وقتها که مسائل پيچيده تر است مثل همين "بی سرزمين تر از باد" که ما توی ميکس کردنش به مشکل برخورده بوديم چون بيشتر از پنجاه تا صدا و افکت موازی داشت و ما نمی تونستيم انجام بديم ، در نتيجه از دست اندرکاران استفاده کرديم.

آينده موسيقی پاپ ايران را چه طور پيش بينی می کنيد ؟

- موسيقی پاپ ايرانی رو خيلی خوب پيش بينی نمی کنم ، يعنی قطع نخواهد شد ، ادامه خواهد داشت. ولی اينهايی که دارن ميان جديد و پاپ کار می کنند بهتره يک مقدار قضيه را جدی تر بگيرند! اينکه هر کسی برای خودش داره آهنگ ميسازه مسئله ای نيست ، بسازند. اما خوب بسازند! هم توی لس آنجلس و هم توی ايران. اين مثل از سر باز کردن نباشه که يک ملودی رو سر هم کنيم و براش يک ريتم هم بگذاريم و يک شعر هم براش استفاده کنيم! متاسفانه دارم می بينم ۹۰ درصد اينجوری است که اصلاً خوب و قضيه اميدوار کننده نيست. بيايند و به جای ده تا آهنگ ، يکی بسازند. خيلی از خواننده های معروف هستند که با يک آهنگ معروف شدند و با همان موندند. يعنی يک آهنگ اين قدرت رو داره که اين کار رو بکنه. اونهايی که فکر می کنند اين هم ميشه پيشه آدم باشه ، نکنند اين کار رو بهتره!

پرسيدند در خانواده شما چند تا خواهر و برادر هستيد ؟

- سه برادر و يک خواهر با نامهای سيروس ، سيامک ، سيمين و من کوچکتر از همه سياوش!

و شما واقعاً مال کجای ايران هستيد ؟ قميشی يعنی از جايی با نام قميش ؟

- بلی ، قميش جايی است در دزفول ، يک قطعه زمينی است که پدران من از اونجا می آيند. من متولد ۲۱ خرداد ۱۳۲۴ صادره از اهواز ، شماره شناسنامه ۱۷۳.هشت ماهه بودم که آمدم تهران ، از هشت ماهگی تهران بودم تا چهارده سالگی ، چهارده سالگی رفتم لندن ، بيست و پنج سالگی برگشتم ، سه چهار سال ديگه موندم ، انقلاب شد. از سال ۱۹۷۸ که ميشه بيست و پنج ، بيست و شش سال پيش در لس آنجلس زندگی می کنم و الان توی اين فکر هستم که هر چه زودتر از اين لس آنجلس يک جوری بزنم بيرون !

-------------------------------------------------------------------------------

این هم از مطلب امروز

امیدوارم خوشتون آمده باشه و اون دوست عزیز هم جواب سوالاتش رو گرفته باشه.

تا یادم نرفته بگم که این مصاحبه رو " بی بی سی " با استاد انجام داده.

برای پایان هم یک عکس از استاد رو به شما تقدیم می کنم.

شاد باشید

 

|+|
نوشته شده توسط آرش در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 2:33
آهنگ های قدیمی 

<-- به نام خالق هستی -->

با سلام خدمت دوستان گلم

باز هم بابت تاخیر در به روز رسانی وبلاگ ازتون عذر خواهی می کنم.

------------------------------------------------------------------------------

امروز براتون بریده یک روزنامه قدیمی ( اسمش رو نمی دونم ) رو میذارم که خودتون ببینید متوجه میشید در مورد چی هست:

لازمه که بگم نام استاد سیاوش قمیشی اشتباها  ( سیاوش قمشی ) چاپ شده.

برای شنیدن این ترانه و دیدن این بریده روزنامه به طور کامل لینک  آهنگ رو براتون گذاشتم که می تونید دانلود کنید. در ضمن در پایان آهنگ صدای استاد سیاوش قمیشی رو هم می تونید بشنوید که یک ترانه ( نمیدونم کدوم ترانه هست ) رو می خونه .

دانلود کنید با حجم ۲ مگابایت و ۷۰۸ کیلوبایت

-------------------------------------------------------------

ویدیو " قصه امیر " رو هم براتون گذاشتم

" بارون امشب توی ایوون مثل آزادی تو زندون بی صفا بی تحرک بی ریا  بود ... "

خیلی زیباست

حتما گوش کنید

می تونید از اینجا دانلود کنید

اما متاسفانه چون من این رو از جایی گرفتم و بعدش آهنگ دیگه ای بود مجبور شدم اون رو حذف کنم و این کامل نیست و فقط ۵۰ ثانیه هست اما ارزششو داره که گوش کنید.

-------------------------------------------------

این هم یک عکس از استاد سیاوش قمیشی در حال خوندن ترانه بالا

-------------------------------------------------

خب این هم از این پست

امیدوارم خوشتون آمده باشه

واقعا سیاوش قمیشی تک ستاره آسمان موسیقی ایرانه

-----------------------------------------------

تا پست بعد خدا نگهدار

|+|
نوشته شده توسط آرش در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 2:22
نکاتی در مورد سبک ترنس استاد سیاوش قمیشی 
سلام دوستای گلم

امیدوارم که حالتون خوب باشه

بابت تاخیر در به روز رسانی وبلاگ از همتون عذر می خوام

امروز می خوام در باره سبک " ترنس " استاد سیاوش قمیشی براتون توضیح بدم. البته اصل مقاله نوشته دوسته خوبم " محمدرضا " جان هست.

-----------------------------------------------------------------------------------

سياوش قميشی از سال ۲۰۰۲ سبک تازه ای از موسيقی را وارد موسيقی ايران کرد و آن چيزی نبود جز ترنس. سياوش قمیشی يک آهنگساز به نام است که بی دليل قبول نمی کند سبکی از موسيقی را وارد حيطه ی کاريش کند و بر اجرای آن پا فشاری کند.

سياوش در باره ی موسيقی ترنس می گويد: (( من جز ترنس به چيزی گوش نمی دم ترنس خيلی موزيک خوبيه ريتم ترنس منو هوشيارُ سر حال نگه می داره. ترنس چرا گوش می دم؟ به دليل اينکه ترنس ها  همه شون يه جاش ريتم می شکنه و وای ميسته و آرومه همون آرومي که ما دوست داريمه))

» نسخه ی صوتی گفته های سياوش را می توانيد از اينجا بگيريد.

خوب با توجه به نکاتی که سياوش گفت و با توجه به اينکه ترنس موسيقی است که سياوش قميشی اون رو کار می کنه بايد ببنيم خود ترنس به چه معنی هست. در زير تاريخچه ای از موسيقی ترنس رو می خوانيد:

«ترنس چیست؟»

تِرَنس Trance (که به غلط ترانس هم می نویسیم) مفهوم اش در زبان ما به "خلسه" خیلی نزدیک است. این ژانر مدرن درموسیقی بیشتر بعنوان زیرگونه ای از موسیقیِ رقص شناخته شده است که در دهه ی نود از دل موسیقی هاوس House و تکنو زاده شد و گسترش یافت. اما ترنس همخانواده یا زاده ی موزیکِ الکترونیک هم هست که در دهه ی هشتاد اوج خود را گذراند. در ایران شاید بعضی ها Klaus Schulze را از آن دوران بخاطر داشته باشند. او را می شود از بنیانگذاران سبک و جریانی نامید که بعد ترنس نامیده شد. اما ژان میشل ژار Jean-Michel Jarre را بی تردید خیلی ها می شناسند یا آثارش را صدها بار از صداو سیما شنیده اند. نوارهای نخستین بخشها از مجموعه ی اکسیژن، بیست سال پیش در ایران دست بدست می گشت. میشل ژار ِ فرانسوی کسی بود که موسیقی الکترونیکی را به میان مردم برد و سبکی را معرفی کرد که مایه های ترنس در آن به وضوح شنیده می شد، هرچند ملودیک تر و بازاری تر. نماهنگهایی از این مجموعه را اینجا ببینید. 

در سال 1991 دو دی جی آلمانی (DJ Dag & Jam El Mar) که سبک کارشان بیشتر تکنو و اسید بود پروژه ای را راه انداخته بودند بنام Dance2Trance. تکاهنگی از این مجموعه کارها بنام We came in Peace آشکارا ویژگی های بنیادینِ شکل ترنس را معرفی کرد: تکنوایی و تکرار شونده بود و شنوندگان را به خلسه می برد، گویی هیپنوتیزم شده اند.

در جستجوی ریشه های موسیقی ترنس به جنبش های مخالف با موسیقی عامه پسند یا pop نیز برمی خوریم. آنچه که امروزه بنام ترنس می شناسیم، تا مدتها در کلوبها و گروه های آلترنیتیو تجربه و اجرامی شد و محبوبیت عام نداشت. ترنس علاوه بر رقص و پایکوبی، موسیقی جشن هایی چون rave هم هست که در آن مواد روانگردان و نشئه جات مصرف می کنند و در حلقه ی های خصوصی تر، شب را تا صبح پاتیل همدیگر می شوند. اما با همه ی اینها ترنس فقط موسیقی بزمی و نوای فراموشی نیست، چون در آرامش و تنهایی، در حرکت و کار و در عشق و غم نیز گوشنواز و جانبخش است. پژوهشگران معتقدند ترنس تمرکز و شادمانی را افزایش می دهد. موسیقی کلاسیک نیز تأثیر مشابهی دارد. 

ترنس ماهیتی بازتولیدی دارد و بیشتر وابسته به دستگاهای الکترونیکی چون سینتی سایزر، سکانسر یا نواسازها ی رایانه ای ست و چندان سروکاری با ساز و آواز و ارکستر ندارد. صافی ها یا فیلترهای فرکانسی و میکسر ها نیز امکانات بیشماری را برای دستکاری نوا ها و خلق صداهای تازه و ترکیبی در اختیار دی جی ها می گذارند. به همین دلیل هم هست که ترنس تبدیل به موسیقی دی جی ها شده است یا به بیان دیگر دی جی ها ترنس را گسترش داده اند. آنها با استفاده از یک فناوریِ جمع و جور و نواهای موجود، دست به آزمونها و نوآوریهای تازه می زنند و حتا وقتِ اجرا، شکل موسیقی را در بده بستان با مخاطبان تغییر می دهند. این عنصر ِبداهه پردازی و مخاطب محوری، ترنس را به ژانری مردمی و البته جوان پسند بدل ساخته است.

در توصیف الگوی ساختاری ترنس باید از تکرار و تداوم یادکرد. نواهای ناتمام و ملودیهای خام سوار بر ضرباهنگی سریع، به مرور می آیند و می روند یا با عناصر ریتمیک که مبنای کار هستند، ترکیب شده، شکل عوض می کنند و بصورتی بطئی به اوج می رسند تا با افت و خیزهای ناگهانی شنونده را در مسیرِ خلسه از سطحی به سطح دیگر ببرند و به شور و حالی عمیق تر برسانند. الگوی تکرار در هاوس و تکنو نیز برجسته است، اما آن نوع موسیقی به اندازه ی ترنس رمزآلود و تعالی بخش نیست و ضرباهنگش نیز کمی کندتراست. سرعت کوبه ها یا beats در موسیقی ترنس اغلب بین 125 تا 150 کوبه در دقیقه است که تمپو یا ضرباهنگ بسیار بالایی را ایجاد می کند. به نظر می رسد که چنین ضرباهنگی رگ و ریشه یا اندامهای داخلی بدن را بیشتر تحت تأثیر قرار می دهد تا اندامهای خارجی را. این است که در کنسرتهای ترنس، رقص بیشتر از درون می جوشد تا از برون.

این ساختار پرضرب و پویا همراه با رنگ آمیزی و فضاسازیِ به شدت ذهنی و گاه فرازمینی، به موسیقی ترنس ماهیتی مکاشفه گر می بخشد. نورپردازیهای لیزری در تقویت این حالات نقش مهمی دارند.

از انواع ترنس می توان به Vocal Trance اشاره کرد که در آن صدای خواننده هم هست اما بر موسیقی تسلط ندارد. 

اما با توجه به مطالبی که خوانديد بايد توجه داشته باشيم نوع ترنسی که سياوش قميشی کار می کند با شکل متداول آن در دنيا فرق دارد و ترنس سياوش همواره مبتنی بر ملودی های زيبا بوده و صرف ريتم و تنظيم نبوده است که همين است که ارزش کار سياوش قميشی را بيشتر می کند.

----------------------------------------------------------------------

برای جبران تاخیر در به رور رسانی وبلاگ یک نرم افزار  " پیانو " نسبتا کامل و خوب رو براتون گذاشتم که حال کنید. من خودم باهاش آهنگ الهه ناز رو خیلی خوب زدم

برای دانلود نرم افزار اینجا کلیک کنید

پسورد فایل : sg-music.blogfa.com

-----------------------------------------------------------------------------------

-----------------------------------------------

همیشه شاد باشید

|+|
نوشته شده توسط آرش در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 6:48
نکات جالب در مورد زندگی سیاوش قمیشی 
* در حال طراحی قالب جدید هستیم

سلام دوستان

اینبار می خوام  نکات جالبی رو از زندگی سیاوش براتون بذارم.

منبع این نوشته سایت " بی بی سی " هست ( تاریخ شنبه 16 ژوئن 2007 - 26 خرداد  )

امیدوارم خوشتون بیاد. راستی قالب وبلاگ برای پست بعدی حتما آماده میشه.

همتونو دوست دارم و براتون آرزوی بهترین ها رو دارم

---------------------------------------------------------------------------------------

امید، یکی از طرفداران سیاوش قمیشی میگه:

"مادر سیاوش پیانو میزده و معلمی داشته به اسم اُلگا ( که روسی تبار بوده ) و سیاوش که در اون زمان ۶ سال داشته از شنیدن صداهای پیانو لذت می برده و سعی می کرده که به پشت پیانو بره و با پیانو و صداهاش خودشو سرگرم کنه (در حالی که پاهاش به پدال پیانو نمی رسیده)"

"وقتی مادر سیاوش و خانواده اش علاقه ی سیاوش و به موسیقی و پیانو می بینن دست به کار می شن و معلمی رو استخدام می کنن تا طریقه نواختن پیانو رو به سیاوش آموزش بده و سیاوش از اینجا به دنیای موسیقی وارد میشه و در سن ۱۴ سالگی اولین آهنگش رو برای ضیا با نام "قایقران" می سازه و به فعالیتش در زمینه موسیقی ادامه میده تا وقتی که برادر و خواهرش از انگلستان به ایران می یان و وقتی برادر سیاوش شوق سیاوش رو در موزیک می بینه به سیاوش پیشنهاد میده که به انگلستان کوچ کنه و اونجا تحصیل کنه."

"که سیاوش هم این پیشنهاد رو قبول و به انگلستان کوچ می کنه و در اونجا با موسیقی روز آشنا میشه و تحصیل در دانشگاههای معتبر موسیقی رو ادامه میده ( گویا بعد از مدتی بین سیاوش و برادر و خواهرانش اختلاف پیش میاد. سر همین رفتن تو کفه موسیقی و کلاب و اینجور چیزا) و بعد هم مدرکه ساز بندی یا تنظیم موزیک رو از Royal Academy Of Art و بعد گروهی به نام Rebels رو تشکیل میده که در اون سیاوش آهنگای آهسته می خونده و شهرام شب پره آهنگهای تند." ( بهزاد: فکر کنم منظور گروهیه که در ایران تشکیل دادن)

نکات جالب در مورد سیاوش

امید ادامه میده: "سیاوش به شدت از سوسک می ترسه، در کلاس پنجم دبستان با کوروش یغمایی دوست صمیمی بوده و بعضی وقت ها هم با هم می زدن و می خوندن! حداکثر تا ۵ سال دیگه به خوانندگی ادامه میده، از غذاهای شیرین خوشش نمیاد، بهترین آهنگش از نظر خودش فصل پاییزیه، سیاوش از رنگ آبی خوشش میاد، به جمع کردن و موزیک گوش دادن علاقه داره و در کامپیوتر همراهش صد و چند گیگ موزیک داره، از موسیقی سنتی خوشش نمیاد، بزرگترین آرزوش بازگشت به ایران، بهش پیشنهاد خواندن آهنگ در جزیره کیش رو دادن اما سیاوش قبول نکرد."

بهزاد: زمستون و بهار و پاییز سیاوش قبل از کنسرتها این شکلیه. کلاه و لباس پشمی که سرما نخوره. توو کنسرتهاش حداقل دو تا آهنگشو خارج میخونه، یه بار شب قبل از کنسرت دوبی زنگ زد که من مریضم کنسرت منتفیه، فرداش رو صحنه بود و زودتر هم برنامه رو اجرا کرد. دوست نداره بیشتر از ۴۰ دقیقه کنسرت بده. تلفنهاشو جواب نمیده بعد یه دفه بی وقت زنگ میزنه و احوالپرسی میکنه! وقتی آدمو میبینه بقل میکنه و فشار میده و ماچ میکنه. کمتر شده با عسل گیسوئی نباشه!

باز هم امید میگه: "حدود ۵۰ تا آهنگ قدیمی داره که در جوانی با گیتار زده و ضبط کرده که آهنگهای پاییز و پیچک که توسط ابی بازخونی شدن، سیاوش قمیشی تا به حال ۱۵ آلبوم به بازار داده که عبارتند از: ۱.فرنگیس ( سال ۱۳۵۲ ) ۲. حکایت ۳. تاک ۴. خواب بارون ۵. قصه ی گل و تگرگ ۶. شهر خورشید ۷. قصه ی امیر ۸. هوای خانه ۹. قاب شیشه ای ۱۰. شکوفه های کویری ۱۱. حادثه ۱۲. نقاب ۱۳. بی سرزمین تر از باد ۱۴. روزهای بی خاطره ۱۵. غروب تا طلوع ( ریمیکس کارهای قدیمی )، سیاوش قمیشی عاشق بارونه ، سیاوش فقط برای سه نفر یک آلبوم کامل آهنگ سازی کرده: ابی، لیلا فروهر و فیروزه."

بهزاد: سیاوش قمیشی این سیزده بدر تو هواپیما داشت بطرف لس آنجلس میرفت. یه هفته قبلش توو دوبی دیدمش درست قبل از اینکه بره روی صحنه از لابلای عکسهای یادگاری و مشورت با موزسینهاش پیش از کنسرت، دستشو کشیدم و یه عید مبارکی گفتم و از زندگی این روزهاش پرسیدم:

سیاوش قمیشی: یه مدتی رفته بودم جنوب اسپانیا ، "ماربه یا" زندگی میکردم ولی ازش خوشم نیومد و دارم برمیگردم لس آنجلس ولی از اونجا هم خوشم نمیاد، بزودی جامو عوض میکنم. حالا برای اینکه آلبوم بعدیمو ضبط کنم یه چند ماهی میرم سانفرانسیسکو و بعدش ببینم چی میشه.

آلبوم آینده ای هم پس توو کاره؟

آره آلبوم آینده رو دارم ضبط کنم، قراره ماه اکتبر ( پائیز) بیرون بیاد.

سال تحویل کجا بودین؟

همون "ماربه یا" بودم. جنوب اسپانیا بودم.

ریمیکسها هم اومد؟

ری میکسها رو با رامون که رهبر ارکسترم ضبط کردم و کاریه که خیلی روش نظارت داشتم تا اون حس خودم توش حس بشه و همه بازخونی شده. امشب توو کنسرت هم آهنگ فرنگیس از آلبوم ری میکس رو میخونم.

کنسرت سیاوش خوب پیش رفت. بجز دو تا آهنگ که صدای روی صحنه خراب شد و نتونست همآهنگ بخونه. یه جای کار هم بطری آبش و پرت کرد بین مردم، برای یه کسی که داشت داد میزد " تشنمه". بعد از کنسرت به سرعت با چند نفر از دوستانش رفت و دیگه فرصت نشد که درباره آلبوم سبک ترنسش که بازخونی آهنگهاشه باهاش حرف بزنم.

این هم تجربه کامران سامانی، عکاسی که بارها در دو سال گذشته از سیاوش در شهرهای مختلف عکس گرفته:

سیاوش آدمیه که خیلی تو خودشه، ساکته اما اگه بتونی اون لاکی رو که توش فرو رفته کنار بزنی میبنیی چه آدم پر احساس و خاکی ایه. (بهزاد: حوصله نداره که وقت تلف کنه!)

کامران ادامه میده: آدمهائی که به این حد شهرت میرسن چون دائماً مورد توجه همه هستن دور خودشون یه حصاری میسازن و یه خود واقعیشونو برای عام مردم نشون نمیدن، چون هر جا میرن مردم میخوان باهاشون عکس بگیرن، یا تلفنشونو پیدا میکنن و دائما مزاحمشون میشن.

چهره واقعی این افراد رو در عکس نشون دادن و باهاش ارتباط برقرار کردن خیلی سخته و زمان میبره چون در طول این سالها حصارهای متفاوتی رو دور خودشون ساختن که به این سادگی ها برای همه کنارش نمیزنن.

من سیاوش رو تو شهرهای مختلف دیدم و مدتی طول کشید که به من عادت کنه و وقتی منو میبینه خودش باشه. حالا که تونستم وارد اخلاق خصوصیش بشم میتونم به راحتی بگم که آدم گرم و مهربونیه وقتی بغلت میکنه واقعا با احساس بغلت میکنه وبهت عشق میده. درست مثله ترانه هائی که میخونه.

---------------------------------------------------------------------------------------------

پست بعدی من دوباره چند عکس از سیاوش عزیز خواهد بود.

|+|
نوشته شده توسط آرش در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 2:25
نظر سیاوش در مورد بازگشت به ایران 

 

سلام دوستان گلم

امیدوارم حالتون مثل همیشه خوب باشه

راستش چند وقتیه که بعضی از دوستان دوباره در مورد بازگشت سیاوش به ایران و اجرای کنسرت در کیش صحبت می کنند و این خبر رو در وبلاگهاشون می نویسند. من هم دقیقا از این موضوع اطلاعی ندارم اما یک فایل صوتی از سیاوش دارم که با "بهزاد" مجری بی بی سی صحبت می کنه در مورد بازگشت به ایران. نا گفته نماند که این مصاحبه مربوط میشه به قبل از آلبوم روزهای بی خاطره و بعد از آلبوم بی سرزمین تر از باد. اما سیاوش در این مصاحبه گفته تا وقتی که شرایط برای کار من در ایران مهیا نشده و من نتونم آزادانه کار خودم رو انجام بدم اصلا حتی فکر رفتن به ایران رو هم نمی کنم با اینکه خیلی دوست دارم به ایران برم و تنها دلیل من برای رفتن به دبی نزدیکی اون به ایرانه.سیاوش در مورد اجرای کنسرت در کیش هم میگه: رقم فوق العاده بالایی به من پیشنهاد شد تا من به کیش برم و اونجا چند شب بخونم اما من حتی فکرشو هم نکردم و رد کردم.

ادامه صحبتهای سیاوش قمیشی این امپراطور تکرار نشدنی موسیقی رو می تونید از طریق لینک زیر دانلود و گوش کنید : ( روی عکس کلیک کنید )

پسورد فایل:sg-music.blogfa.com

--------------------------------------------------------------------------------

دوستانی که مایل هستند می توانند لوگوی ما رو در وبلاگ یا سایت خودشون قرار بدن و به من هم اطلاع بدن تا من هم متقابلا این کار رو انجام بدم. کد لوگوی ما رو می تونید از قسمت: لوگوی وبلاگ و یا از داخل TextBox زیر بردارید. اندازه لوگوی ما:77*148  می باشد. ( همان اندازه ای که در قمست لوگوی وبلاگ می بینید )

 

--------------------------------------------------------------------------------

منتظر نظرات شما هستم. موفق باشید

|+|
نوشته شده توسط آرش در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 17:4

عجب اي دل عاشق     تو هم حوصله داري     تو اين سينه نشستي     هزار تا گله داري     يه روز عاشق نوري يه روزي سوتو کوري     يه روز مثل حبابي يه روز سنگ صبوري     پراز شک و هراسي هميشه بي حواصي      پر از حرفي و خاموش يه قصه و فراموش     پر از راز نگفته يه کوله بار بر دوش      يه بي طاقت خسته به انتظار نشسته     يه روز رفيق راهي سفر پاي پياده      به اندازه عشقي پر از حرفاي ساده      واسه روزاي رفته سفر قصه ي خوبه      چراغ روشن راه قشنگي غروبه     واسه روزاي رفته سفر قصه ي خوبه     چراغ روشن راه قشنگي غروبه